خرید بک لینک
بعد از اون حال بدم دل درد ودل پیچه گرفتم دل و روده هام ریخت بهم وهمش دستشویی بودم تقریبا هر نیم ساعت...چندباری گفتم حالم بده درد دارم خانوادم که خب اهمیت ندادن مامانم که مریضه حواسش به خودش پرت هست و ازش توقعی نیست بابامم که کلا اعتقاد داره هرمریضی بگیری ولش کن خودش خوب میشه حمید اومد خونه دید چسبیدم به بخاری که درجه ش زیاده پتو روم انداختم و میلرزم و همش دستشویی میرم گفت شام چی گذاشتی دید عین مار میپیچم به خودش گفت چیشده؟ گفتم فکر کنم مسموم شدمنگام کرد و کانال تلویزیون و عوض کرد دید هی میرم دستشویی و حالم بده پاهام یخه پاش رو انداخت رو پاش و محل ندادعقده توجهشون رو ندارم ولی وقتی تو کوچکترین حالتهاشون حواسم هست اون منم که اصرار میکنم برن دکتر اون منم که برام مهمه چی بخورن توقع داشتم که بدونن بهشون نیاز دارم تا صبح نتونستم بخوابم و هر یک ساعت تو دستشویی بودمبابا و مامانم میرن برا چکاپ مادرم دکتردلم میخواد پاشم برم ویزیت شم سرم بزنم ولی بچه کوچیک دارماگر زیر سرم برم اون جایی نمیتونه بمونهاین روزام میگذره... [ پنجشنبه هفدهم اسفند ۱۴۰۲ ] [ 8:33 ] [ مــاه بــــــانو ] [ ]

برچسب: نویسنده: حسین فلاح تاريخ: چهارشنبه 23 اسفند 1402 ساعت: 13:20

مامان بابام جالبن میبینن من حالم بده داغونم همش تو دستشویی هستم میگن ما فردا بریم یه سر به باغ بزنیم

برچسب: نویسنده: حسین فلاح تاريخ: چهارشنبه 23 اسفند 1402 ساعت: 13:20

ماهلین خیلی بیحال و داغه تب داره بهش دارو میدم سری قبل دکتر گفت اگر بازم علائم مریضی داشت تا وقتی شدید نشد نیارشاز همینا بده سرفه هاش یکی دوتا شده ولی تبش رو حس میکنم دندون نیش داره درمیاره از اون هست تبش چون همش میخواد گاز بگیره و اب دهنش اویزونه این حالتاش و تو دندون قبلیا داشتمنم شکر خدا بهتر شدم ولی غذام کم شده چون معده م باز درد میاد وزنم دقیقا 3.5 کیلو کم شدهزیر چشمام داره گود و تیره میشه [ جمعه هجدهم اسفند ۱۴۰۲ ] [ 14:56 ] [ مــاه بــــــانو ] [ ]

برچسب: نویسنده: حسین فلاح تاريخ: چهارشنبه 23 اسفند 1402 ساعت: 13:20

صفحه بندی